العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
91
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
كه ديدگاهش هوا است ، و گفتهاند مقصود از جوّ هوا و فضاى ميان آسمانها است كه بوسيله آنها واداشته است و بسا همان بعد موهوم يا موجودى باشد كه جاى فلك است و محدود و مضبوط بوجود آسمانها است ، و ممكن است كه وصف فرودگاه و دنبال آن براى سقف و جوّ هر دو باشند كه بهم پيوستهاند و يكى شمرده شدند چون هر دو محل في الجمله محل اين آثار و اجرامند و جولانگاه اختران گردنده . ابن ميثم گفته : مقصود از جوّ آسمانست و فرودگاه شب و روز است براى آنكه خورشيد را با خود به روى زمين مىآورد و شب نهان مىشود و از آن ميبرد و روز نهان مىشود ، و چون فرودگاه هر دو است ، و گفتهاند : غيضه بمعنى بيشه است كه پر از درخت است و گويا فلك بيشهايست كه در آن درخت شب و روز ميرويد ، كيدرى گفته : مغيض كنايه از كوتاه و بلند شدن شب و روز است در فصول سال بر اثر حركت خورشيد . و گفته : جو مكفوف هوا است كه آسمان مرز آنست و جوّ ميان آسمان و زمين است و چنانست كه جلوش از تجاوز بسته شده ، ابو عمرو گفته : جوّ وادى پهناور است و هر چيز گردى هم كفّه است بكسر كاف ، و مقصود هوا است كه حلقه است و گرد چون درون فلك است كه شكل كره دارد ، يا مقصود از جوّ فلك پهناور است و مكفوف يعنى كفه دار زيرا كفه كهكشان و اختران بر آنست ، يا مقصود از مكفوف چرخ سخت آفرينش و بر كنار از خلل و شكاف است ، چون « چمدان بسته » ( پايان ) . ابن ميثم گفته : هر كه خواهد معنى گفته آن حضرت « ديدنى و ناديدنى » را خوب بفهمد شبانه آتشى خرد در بيابان هنگام تابستان بيافروزد ، و بنگرد چه جانوران ناشناسى از انواع جانداران عجيب الخلقه گرد آن آيند كه او و جز او آنها را نديده ، من گويم بسا مقصود از ( ناديدنى ) آن باشد كه بديد در نيايد براى ريزى آن مانند اتم ) و يا لطافتش مانند پرى و فرشته .